بزرگترین بخشِ دورهٔ جامع: ۲۲ جلسه، استاد سید امید حسینی. ساختارش: مداحی در آیات (۳) · مداحی در روایات (۵) · مداحی در آخرالزمان (۵) · آدابِ مداحی (۵). این ماژول، بنیانِ مشروعیتِ کارِ توست.
ساختارِ این ماژول
۱) تعریفِ رسمیِ مداح · ۲) مداحی در آیات · ۳) مداحی در روایات · ۴) مداحی در آخرالزمان · ۵) آدابِ مداحی · ۶) فرم در برابر محتوا · ۷) خطاها و تمرین · ۸) آیاتِ مداحی — دستهبندیِ کاربردی · ۹) روایتِ مداحی — سه رده با کاربردِ متفاوت · ۱۰) مستنداتِ جایگاهِ مداحی — نقل با منبع · ۱۱) مداحی چیست؟ — تعریف، پیشینه و مشروعیت · ۱۲) سه مداحِ کهن — الگوهایی که هنوز جواب میدهند · ۱۳) اصلِ محور — محورِ همهٔ شعر، توحید است · ۱۴) مداحیِ زنانه — حکم و حدودِ آن · ۱۵) اصول و رسالتِ مداحی — از متنِ کتاب.
⭐ چهار شرطِ این تعریف — و چرا مهماند
| شرط | یعنی چه | نتیجهٔ عملی |
|---|---|---|
| ۱. در مجالسِ مذهبی | کارِ تو، مجلس است نه کنسرت | محلِ اجرا، تعریفکنندهٔ کار است |
| ۲. ذکرِ بزرگان و معارفِ دینی | موضوع، ذکر است نه سرگرمی | هدف، یاد دادن است نه شنیده شدن |
| ۳. مدح و مرثیه غالب است | این قالبِ غالب است | بقیهٔ قالبها، فرعاند نه اصل |
| ۴. جنس، سن، قشر و مرتبه ندارد | همه میتوانند مداح باشند | درِ ورود باز است |
منبع: مدرسهٔ طلوغ حق — دورهٔ جامع آموزش مداحی
«تستِ صدای مداحی» بهعنوانِ جلسهٔ اول
اینکه اولین جلسهٔ ۲۲ جلسهای، تستِ صدا است، تصادفی نیست: یعنی این مدرسه، اول میگوید ببین اصلاً صدایِ مداحی داری یا نه، بعد جایگاهش را میگوید.
پس ترتیبِ درستِ تو هم همین است: اول واقعی بودن را بسنج، بعد مشروعیت را یاد بگیر.
یک مداحیِ آغازِ مجلس، عیناً از بانک — همان چیزی که در تعریفِ «مدح و مرثیه در کارش غالب» گفته شد.
استدلالِ بنیادیِ بخشِ آیات
اگر تلاوتِ کلامِ خدا ارزشمند است، پس مدحِ فرستادگانِ او هم ارزشمند است. این یک زنجیرهٔ منطقی است:
یعنی مداحی، یک عملِ عبادیِ تبعی است — نه یک سرگرمیِ هنری. همین، جایگاهش را تعریف میکند.
۱. آیاتِ مدح
آیاتی که خدا از پیامبر و اهلبیتش تعریف میکند — مبنای مدح.
وظیفهٔ مداح: نقلِ امانتدارانه. نه کم، نه زیاد.
۲. آیاتِ تذکّر
آیاتی که به یاد آوردنِ اهلبیت را توصیه میکند — مبنای ذکر.
وظیفهٔ مداح: یادآوری — نه شعار.
۳. آیاتِ وعده و وعید
آیاتی که پاداش یا کیفرِ کسانِ مدافع یا منکر را بیان میکند — مبنای اخلاق.
وظیفهٔ مداح: تعهد — مداح خودش را به همین معیارها میسنجد.
⭐ چرا این روایت، پایهٔ ماژولِ ۷ است
این روایت میگوید شاعر باید سه سطح را بشناسد: «برای ما بگوید» (آیات/روایات) · «برای دیگران بگوید» (عامه) · «برای شیعیان ما بگوید» (مخاطبِ خاص).
یعنی مخاطب، بخشی از تعریفِ شاعر است. و این دقیقاً همان چیزی است که ماژول ۵ (مخاطبشناسی) آموزش میدهد — و یعنی «عصیان» در آیات، نه اینکه گمراهکننده است.
سه سطحِ نقل — جدولِ عملی
| سطح | مخاطب | زبان | مثال |
|---|---|---|---|
| ۱. «برای ما بگوید» | اهلِ علم | دقیق، مستند، نقلی | خطبهٔ زینب(س) · متنِ وصیّت |
| ۲. «برای شیعیان ما بگوید» | شیعیانِ آگاه | روشن با ارجاع | مرثیهٔ کلاسیک با ذکرِ منبع |
| ۳. «برای دیگران بگوید» | عامه | ساده، محاورهای، بیاصطلاح | نوحهٔ عامیانه · نواحی |
چهار روایتِ کوتاه از شهادتِ رسول الله(ص). مداحی وقتی «روایت» است که قصه را بازگو کند، نه فقط وصف.
پاسخ: چون مداحیِ مهدوی، مهمترینِ مداحیِ امروز است
و این دقیقاً همان چیزی است که در کارگاهِ محرم به دو بستهٔ جدا تقسیم شد: «فیش روضههای مهدوی» در دستگاه ماهور — «مناسب برای روضهخوانیهای معنوی با محوریت انتظار و مهدویت».
پس مداحیِ آخرالزمان، یک سرفصلِ تزئینی نیست — یک تخصصِ حرفهای است.
۱. انتظار
پایه. مداحِ مهدوی، منتظر است نه فقط مادحِ.
نمونه: «خدایا مدد» · دعigraphیهٔ معراج
۲. معرفت
عمق. پدیدِ شناختِ امامِ زمان(عج). بدونِ معرفت، مداحی مناسبتی میشود.
نمونه: «ای امام و ای امیر اربعین…» (توسّلِ شخصی)
۳. وظیفه
عمل. مداحیِ مهدوی، بیانِ وظیفهٔ منتظر است.
نمونه: دعای فرج · دعای عهد · زیارتِ مهدویه
توضیحِ صفحهٔ سایت: «متن مولودی آغاز امامت امام زمان(عج) و جشن نهم ربیع الاول… تا صوتِ «أنا المهدي»…»
⚠ مرزِ ماژول ۱ و ۲
آداب (ماژول ۱) = قواعدِ رفتاریِ حرفهای: کجا بخوان، کِی بخوان، با چه نسبتی.
اخلاق (ماژول ۲) = کیفیتِ اخلاقی: صدق، تواضع، مرزِ ادعا.
جدا نگه میداریم چون منابعشان جداست.
| آداب | چیست | منبع |
|---|---|---|
| ۱. نیت | مداحی برای رضای خدا، نه برای شهرت | پایهٔ اخلاقی |
| ۲. صدقِ نسبت | هر نسبتی که میدهی، سند داشته باشد | ماژول ۳ — مرزِ ادعا |
| ۳. تعظیمِ نسبت | علایم (ع) و (س) را حذف نکن | نوشتاری |
| ۴. مدحِ اهلبیت، نه مدحِ خود | مداح در مجلس، خادم است | روایتِ ماضی بن مکی |
| ۵. رعایتِ سند | نامِ راوی یا کتاب، یک جمله | ماژول ۱۲ |
| ۶. آغاز با دعigraphیه | قاعدهٔ ثابتِ شروع — بدونِ استثنا | فهرستِ سبکها |
| ۷. پایان با ختم | سلامِ استحضاری + دعای ختم | ماژول ۱۴ |
| ۸. پرهیز از تعزیه | بازیکردنِ مصیبت، آداب نیست | نقلِ سلحشور |
| ۹. پرهیز از بُعدِ اجباری | جملهٔ بیربط برای گرفتنِ بُعد، آداب نیست | ماژول ۱۲ — خطای ۶ |
| ۱۰. رعایتِ حدودِ مجلس | مداح، مجریِ مجلسِ دیگران است | ماژول ۵ — مدیریت جلسه |
چرا این نقل، آدابِ اجرایی است؟
چون «بازیگری نکن» یعنی: مداح در نقشِ خودش بماند — راوی، نه قهرمان. و «کارگردان و بازیگردانم» یعنی: فضای مجلس را بساز، اما خودت را در آن جا نزن.
این دقیقاً نقطهٔ مقابلِ «تعزیه» است — که در فرهنگِ شیعی، بازیکردنِ مصیبت بهشمار میرود.
⛔ فرم بدونِ محتوا
اجراکنندهای که گوشهها را عالی میزند، اما نمیتواند بگوید دربارهٔ چه کسی و از کجا میخواند. مخاطب حس میکند نُت، جای معنا را گرفته.
نشانه: مداحِ موفق، صحنه را به خودش اختصاص نمیدهد.
✓ محتوا بدونِ فرم
محتوای دقیق و مستند، اما بدونِ گوشه و بدونِ تنظیمِ صدا. مخاطب میفهمد، اما گوش نمیدهد.
نشانهٔ حرفهای: هر دو با هم. و هر دو، به یک اندازه مهم.
| محور بنیان | محور نوا | محور اجرا | |
|---|---|---|---|
| سؤالِ محوری | «چرا؟» | «چطور بخوانم؟» | «چطور بگردانم؟» |
| ماژولها | ۱ · ۲ · ۳ · ۴ | ۱۰ · ۱۱ | ۱۲ · ۱۳ · ۱۴ |
| اگر حذف شود | مداحِ بیریشه | خوانندهٔ بیاحساس | مجریِ بیمجلس |
اول دستگاه یاد گرفتن، بعد معنا. نتیجه: اجرای بیریشه.
قاعده: اول بدانی برای که میخوانی، بعد بپرس چطور.
روایتی بدونِ نامِ راوی یا کتاب.
قاعده: هر روایت، یک جملهٔ منبع.
پنج جلسهٔ رسمی را نادیده گرفتن. یعنی مهمترین مداحیِ امروز را از دست دادن.
قاعده: دستِکم یک بستهٔ کاملِ مهدوی بساز.
بازیکردنِ مصیبت.
قاعده: راوی باش، نه قهرمان.
فکر کردن به اینکه مداحی یک «شغل» مثل هر شغل دیگر است. تعریفِ رسمی میگوید: جنس، سن، قشر و مرتبه ندارد — یعنی برای هیچکس محدود نیست، اما برای همه هم آسان نیست.
قاعده: مشروعیت را از نیت شروع کن، نه از نتیجه.
مداحی در آیات: کجا آمده و برای چه؟
مداحی در قرآن صریح نیست؛ در سلوک است. آنچه صریح است، سه چیز: (۱) ذکر و تلاوت، (۲) واثِرِ اهلبیت، (۳) و دفاع از مظلوم. هر مداحِ حرفهای میداند کدام آیه را برایِ چه هدفی میآورد.
| آیه / مضمون | هدفِ کاربردی در مداحی | کِی بیاوری | خطا |
|---|---|---|---|
| ذِکر — «فَاذْکُرُونِی أَذْکُرْکُمْ» | توجیهٔ ریشهٔ مداحی: دعوت به یاد، نه خواندنِ دیگری | برای توجیهٔ اخلاقی، نه برای شروعِ روضه | استفاده بهعنوان «مجوزِ مداحی» — غلط |
| ولایت — «مَنْ کُنْتُ مَوْلاهُ فَعَلیٌّ مَوْلاهُ» | مبنای توسل | در توسل و دعا، نه در نوحه | آوردنش سرِ شور |
| مَحَبَّة — «وَالشَّجَرَةُ الْمَثْقُوبَةِ عَلَيْهِ الصِّلَاةُ» | ریشهٔ محبت به خاندان | در مدیحه و وصف | نقلِ بدونِ توضیح |
| وَفِّاق / صِّلاة — «أَحَبَّ إِلَيَّ مِنْكُمْ وَلَدِي» | جایگاهِ امام(ع) و فرزندش | برای مصیبتِ فرزندان | تبدیلش به شعار |
| إِسْرَاء / مِعْراج | بزرگیِ رسول(ص) و اهلبیت | در مدیحهٔ ولادت | تبدیلش به داستانگویی |
| مَغضَب / دُعَاء — «رَبَّنَا لَا تُؤَاخِذْنَا» | الگوی دعایِ مشترکِ امت | در ختم و دعا | — |
| مُصِيبَة — «وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ» | توجیهٔ مصیبت بهعنوانِ آزمون | برای پاسخ به «چرا» | تبدیلش به شکایت |
قاعدهٔ سهگانهٔ استفاده از آیه
۱) آیه مدرکِ تو است نه تزیینِ تو. اگر آیه چیزی به حرفِت اضافه نمیکند، نیاورش.
۲) هر آیه، یک موقعیتِ مشخص دارد. آیهٔ ذکر، برای نوحه نیست.
۳) آیه را کامل نقل کن، نه نیمه. نقلِ ناقص، نشانهٔ بیاحترامی است و مخاطبِ آگاه میفهمد.
| رده | ویژگی | اعتبار | کاربرد در مجلس |
|---|---|---|---|
| مستند (صحیح) | سندِ زنجیرهای معتبر | قابلِ استناد با ذکرِ منبع | پایهٔ متنِ روضه — چون قابلِ دفاع است |
| ضعیف | سند ضعیف ولی مشهور | قابلِ نقل با تعادل | برای لطافتِ روضه، نه برای سندِ اصلی |
| مشهور / متونِ مجلسی | در متونِ روضه رواج دارد | در حدِ «نقلِ مشهورِ مجالس» | میتوانی بیاوری، ولی نگو سند است |
گفتنِ «شنیدم که…» یا «فلان روضه گفته که…» جایِ سند را نمیگیرد. مداحِ حرفهای یا سند میآورد (راوی + کتاب) یا صادقانه میگوید مشهور است.
قاعده: «به روایتِ فلان» قابلِ قبول است. «شنیدم که» غیرقابلِ دفاع است.
تمرین: پروندهٔ سند
برایِ یک روضهٔ مشهور (مثلاً روضهٔ علیاکبر(ع))، پروندهای بساز: ۱) راوی ۲) منبعِ کتابی ۳) خلاصهٔ روایت ۴) نقلِ عربیِ داخلش ۵) نقطهٔ اوج. این پرونده، پایهٔ فیشِ توست و صد بار از شنیدنِ صوتِ یک مداح مفیدتر است.
این بخش از ویکیشیعه نقل شده — منابعش همه کتابی و قابلِ بازبینیاند.
هر نقل، با نامِ راوی و کتابِ منبع آمده. جایی که درجهٔ سند محلّ اختلاف است، آن را نوشتهام.
| نکته | شرح | کاربرد در مداحی |
|---|---|---|
| درجه | متواتر و «مورد قبولِ همهٔ مسلمانان». در منابع شیعه و اهلِ سنت با سندهای فراوان نقل شده. | میتوانی بیهیچ تردیدی به آن استناد کنی |
| مصداقِ عترت | عالمان شیعه تصریح کردهاند که مراد، امامان دوازدهگانه است؛ در برخی روایات نیز به این مطلب تصریح شده. | پایهٔ شناختِ چهارده معصوم (ماژول ۳) |
| تکرارِ حدیث | پیامبر(ص) این حدیث را در مناسبتهای مختلف تکرار کرد — و همین تکرار، دلیلِ اهمیتش دانسته شده. | قاعده: حدیثی که تکرار شده، محورِ موعظه است نه حاشیه |
| بُعدِ کلامی | متکلمان شیعه از این حدیث برای اثباتِ ولایت و امامت بهره بردهاند؛ عالمانِ اهلِ سنت در تبیینِ مصادیق اختلاف دارند. | در مناظره، مستند بیاور نه ادعا |
چرا این حدیث، پایهٔ همهچیز است؟
حدیث ثقلین به مداح میگوید: کسی که همهچیز را (قرآن و عترت) کنار بگذارد و فقط یکی را نگه دارد، گمراه میشود. پس همنشینیِ قرآن و اهلبیت، یک جفتِ توصیهشده از سوی پیامبر(ص) است.
یعنی: وقتی در مجلسِ تو «آیه» میآوری و بعد «روایت» میآوری، داری همان جفتِ ثقلین را اجرا میکنی. این ساختار، مشروعیت دارد.
| مؤلفه | مضمون |
|---|---|
| ریشهٔ واژه | «إِنَّمَا يُرِيدُ» — اختصاص. خدا «فقط» این کار را میخواهد. |
| «الرجس» | پلیدی. با توجه به الف و لام جنس در «الرِّجْسَ»، اهلبیت از هرگونه پلیدیِ فکری و عملی — شرک، کفر، نفاق، جهل و گناه — پاک دانسته شدهاند. |
| شأنِ نزول | به نقلِ منابعِ شیعه و اهلِ سنت، در خانهٔ ام سلمه نازل شد و هنگام نزول، پیامبر(ص) و علی(ع)، فاطمه(س)، حسن(ع) و حسین(ع) حاضر بودند. پیامبر(ص) پارچهٔ خیبری (کساء) را روی آنان کشید. |
| دلالت | یکی از دلایلِ عصمتِ امامان. امامانِ شیعه همواره به این آیه مباهات کرده و آن را دلیلِ حقانیتِ خود دانستهاند. |
| اختلافِ مصداق | مفسران: گروهی پنجتنِ آلعبا، گروهی همهٔ امامانِ شیعه؛ در میان اهلِ سنت، برخی همسرانِ پیامبر(ص) و برخی کسانی که زکات به آنان حرام است. |
نکتهٔ روشی برای مداح
این آیه مجوّزِ مداحی نیست — بلکه دلیلِ عصمت است. اگر آن را برایِ «توجیهِ مداحی» بیاوری، مخاطبِ آگاه میفهمد که داری سند را بد استفاده میکنی.
قاعده: هر آیه، یک کاربرد دارد. آیهٔ تطهیر → عصمت. آیهٔ ولایت → ولایت. آیهٔ ذکر → ارزشِ یاد. قاطیکردنشان، نشانهٔ بیسندی است.
دقیق و صادقانه
ابن حجر در میزان الاعتدال و ذهبی این حدیث را در بابِ ضعیف آوردهاند — چون گزارشگرانش غیرّعمرانیاند. یعنی: حدیث مشهور و پرکاربرد است، ولی سندش درجهٔ صحیح ندارد.
اگر آن را در مجلس آوردی، صادقانه بگو: «این حدیث مشهور است اما سندش محلّ بحث.» این خودش نشانهٔ تسلط است.
قاعدهٔ اخلاقی: درجهٔ سند را پنهان نکن. مداحی که درجه را بگوید، از مداحی که نداند، ضعیفتر است ولی معتبرتر.
چرا برای مداحی مهم است؟
«وصیت» یعنی تکلیفی که بعد از ما میماند. مداحی هم یک نوع وصیت است — اما گاهی به تبدیلشدن به ادعای جانشینی میرسد. فرقش این است که وصیت، محدود به فهمِ ما از سخنم است؛ جانشینی، ادعای فهمِ کامل.
این بخش، خلاصهٔ متنیِ صفحهٔ «مداحی (آیین)» در ویکیشیعه است — با ذکرِ منابع.
پس از این بخش، هر چیزی که در ماژولهای بعد میخوانی، ریشهاش را اینجا پیدا میکنی.
سه نکتهٔ که در تعریف پنهان است
۱) «مدح یا سوگ» — مداحی هم برایِ شادی هست و هم برایِ اندوه. پس مداحی فقط روضه نیست. اگر فقط روضه بلد باشی، نیمی از این هنر را بلدی.
۲) «نظم یا نثر» — نثر هم مداحی است. همان «متن روضه» که در ماژول ۱۲ میخوانی، بخشی از مداحی است نه چیزِ کنارِ آن.
۳) «پیشوایانِ دینی(ع)» — موضوعِ مداحی مشخص است: اهلبیت. این مرز، هم میگوید چه میخوانی و هم میگوید چرا.
| نکته | شرح |
|---|---|
| ریشهٔ روایی | در منابعِ روایی، بر مداحیِ اهلبیت(ع) — بهویژه در رثای امام حسین(ع) — تأکید گردیده و برخی امامانِ شیعه(ع) شاعران را بر این سنت ترغیب نمودهاند و پاداش آن را آمرزشِ گناهان و ورود به بهشت دانستهاند. |
| کارکردِ آموزشی | مداحی در فرهنگِ شیعی، آیینی ریشهدار شمرده که علاوه بر کارکردِ سوگواری، از ابزارهای مؤثر در انتقالِ آموزههای دینی و ترویجِ ارزشهایی چون اخلاق، ایثار، مقاومت و عدالتخواهی است. |
| ذِکر؛ نعمتِ شیعه | در احادیث آمده که شیعه را به سه چیز وصیت کردهاند و یکی از آنها ذِکرِ اهلبیت(ع) است؛ و «مَن ذَکَرَنَا یا ذَکَرَکُم ذَکَرَکُم اللهُ بِهِ في الدُّنیا والآخِرة…». یعنی ثوابِ یک ذِکر، هم دنیوی است (یادکردن) و هم اخروی (پاداش). |
| فراتر از ایران | بهعنوان هنرِ نمایشی-آیینی، علاوه بر ایران در جوامعِ شیعیِ عراق و پاکستان نیز رواج دارد. |
| تحوّل | این آیین در گذرِ زمان دستخوشِ تحولاتِ ساختاری شده و سبکهای متعددی نظیرِ قصیدهخوانی، پردهخوانی و مداحیهای عامیانه و حماسی را پدید آورده است. |
نکتهٔ آموزشی از این تاریخ
توابین در ۶۵ق، مداحی را مخفی کردند و خواندند. یعنی: محتوا زنده ماند، حتی وقتِ ممنوعیت. این همان چیزی است که در ماژول ۲ (اخلاق) میگوییم — مداحی یک صدا است، نه یک شغل. شغل ممکن است قطع شود؛ صدا نمیشود.
و برعکس: اگر مداحی را فقط شغل ببینی، با قطعِ شغل از دستش میدهی.
| دیدگاه | استدلال |
|---|---|
| نقدِ وهابی | برخی منابع، از موضعِ وهابیت، مشروعیتِ مداحی برای اهلبیت(ع) را نقد کرده و آن را با مبانیِ قرآنی و سیرهٔ نبوی ناسازگار دانستهاند: چون حمد و ستایش اختصاص به خداوند دارد و مداحی با مفهومِ توحید ناسازگار است. همچنین برخی روایات، مدحِ غیرخدا را نکوهش کردهاند. |
| پاسخِ استدلالی | در مقابل، با استناد به آیاتی از قرآن که در آنها از پیامبرانی چون ابراهیم، موسی، عیسی، سلیمان، یعقوب، زکریا و یحیی(ع) ستایش شده، جوازِ مدحِ غیرخدا مطرح شده؛ همچنین آیهٔ ۷۹ سورهٔ اسراء از دلایلِ جوازِ ستایشِ غیرخدا دانسته شده. |
| دقیقتر | مداحیِ بزرگانِ دین، بیانگرِ ویژگیهای اخلاقی و فضائل آنان و تبیینِ وظایفِ افرادِ جامعه با الگوبرداری از ایشان دانسته شده است. |
| دقیقتر از همه | روایاتِ نکوهشکنندهٔ مداحی، ناظر به مدح و ستایشِ ناحقِ افراد و چاپلوسی در برابر آنان دانسته شدهاند. |
این جدول، مهمترین بخشِ این ماژول است
سطرِ آخر را بخوان: آنچه در روایات نکوهش رفته، مداحی نیست — مدحِ ناحق و چاپلوسی است. یعنی حرمتِ مداحی و حرمتِ اهلبیت، وابسته به دقتِ تو در مدح است.
برای مداح یعنی: صفت را از خودِ آنِ بزرگوار بگیر، نه از مردم. «مردِ بزرگ» بگو، نه «خدای زمین».
قاعده: اگر صفتی در قرآن یا سیره برایِ کسی نیامده، در مجلس هم نگو. چاپلوسی، همان چیزی است که نقد شده.
این کارکرد سیاسی است، نه دینی. یعنی مداحی ذاتاً سیاسی نیست — در بسترهایی که حملهای به مردم صورت میگیرد، کارکردِ اجتماعی پیدا میکند.
اگر مداحیات سیاسی شود، بیرون از مذهب رفته. اگر مذهبی بماند، کارکردِ اجتماعی خودبهخود به وجود میآید.
قاعده: سوز، سیاسی میشود؛ شعار، مذهبی از دست میدهد. تفاوتش در حرف است نه در نیت.
چرا این جمله، خلاصهٔ کلِ ماژول ۲ است
«استناد به منابع معتبر» — یعنی وقتی میگویی «امام صادق(ع) فرمود»، واقعاً بدانی از کجا آمده. این نه آدابِ تشریفاتی، بلکه دقتِ علمی است.
و «اخلاص در نیت» — همان چیزی که ماژول ۲ و ۴ مفصّل میگویند.
پس: اخلاقِ مداحی، مجموعهٔ سه چیز است — نیت، استناد، آداب. و هر سه، در این جزوه مفصّل شدهاند.
مداحیِ حرفهای یعنی دانستنِ اینکه از کجا آمده. سه نفر، سه قرن، سه پاسخِ متفاوت به یک پرسش: چگونه اهلبیت(ع) را بخوانیم؟
| دعبل خُزاعی | مقبل کاشانی | محتشم کاشانی | |
|---|---|---|---|
| درگذشت | ۲۴۵ق | ۱۱۵۷ق | ۹۹۶ق |
| دوره | دورانِ ائمه(ع) | صفویِ متأخر | صفویِ آغاز |
| دستاورد | تأسیسِ «سوز» در فارسیِ شیعی | تأسیسِ سبکِ واقعهسرایی | شاهکارِ دوازدهبندِ عاشورایی |
| شیوهٔ اجرا | اشعارش را در مجالس میخواند | واقعهها را در مجالسِ عزاداری میخواند | شعرِ عارفانه با مضمونِ مدح |
| جایگاهِ امروز | جدِ همهٔ مداحانِ فارسیگو | میراثِ شفاهی — نه مکتوب | الگویِ «مدحِ سنتی» |
چرا دعبل، جدِ توست؟
چون او در دورانِ ائمه(ع) مینوشت. یعنی مداحی برایش «خبرِ روز» نبود؛ رسانهٔ شیعهای بود که در فضایِ ارتباطیِ آن زمان، هیچ رسانهٔ دیگری نداشت.
و ائمه(ع) شاگردانشان را به سرودنِ شعر تشویق میکردند و از آنها میخواستند مردم را نسبت به شهادتِ خود آگاه سازند.
قاعده: دعبل به تو میگوید مداحی، خبر نیست — رسانه است. تو هم رسانهای، فقط بسترت فرق کرده.
این تفکیک، کلیدِ فهمِ کارِ مقبل است. شعرِ او برای خواندهشدن نوشته نشده بود؛ برای شنیدهشدن از حافظه نوشته شده بود.
پس ساختارِ شعرِ واقعهسرایی، ساختارِ حفظشدنی دارد: تکرار، تقارن، و برخوردِ واژههای آشنا. نه پیچیدگیِ ادبی.
قاعده: متنِ مجلسیِ تو باید از حافظه رد شود. اگر مخاطب بتواند مصرعِ دوم را با تو تکرار کند، متن ساخته است. اگر نه، فقط خوانده شده — و فردا از یاد میرود.
داستانِ زندگیِ او — یک روایتِ آموزنده
پس از حملهٔ افغانها (۱۱۳۵ق)، مقبل به هند مهاجرت کرد و در شهرهایی چون تته، دَکَن و گُجَرات موردِ احترامِ سخنوران و حاکمان قرار گرفت. در دورانِ نادرشاه در گجرات درگذشت. پسرش استخوانهای او را به کربلا منتقل کرد — اما مقبرهای نیز در کاشان به نامِ او هست. «دربارهٔ محلِ دفنِ او در کاشان یا کربلا اختلاف است.»
قاعده: مداحی، حضور است، نه شغل. مقبل مداح بود و در گجراتِ هند هم مداحی میکرد — و مردمِ آنجا میآمدند. این دقیقاً همان چیزی است که در ماژول ۲ گفته شد: شغل ممکن است قطع شود، صدا نه.
این داستان، درسِ روزِ ما را هم دارد
«آرزوی زیارت داشت، اما توانش را نداشت؛ یکی از دوستانش کمک کرد.»
یعنی مداحی همیشه با دیگران ممکن میشود. همان چیزی که در ماژول ۲ آمد: «ما خدمت به همنوعِ خودمان را هم نوعی میدانیم» — و همکارانِ مداح باید یکدیگر را ببینند.
قاعده: مداحی کارِ تنها نیست. اگر جایی نماند، خودت برو — نه اینکه دستِ بزنی و بگذاری.
دو نکتهٔ آموزنده در محتشم
۱) شغلِ جانبی: محتشم «شعرباف» بود — پارچهباف. یعنی مداحی، شغلِ او نبود. همان الگویی که امروز بهترین مداحان دارند: شغل برای زندگی، مداحی برای محبت.
۲) آگاهی به سنت: با اینکه همعصرِ سبکِ هندی بود، از مکتبِ وقوع پیروی کرد. یعنی سبکِ زمانه را میشناخت اما تسلیمش نشد.
قاعده: سبکِ زمانه را یاد بگیر (چون مخاطبِ تو امروزی است)، ولی در آن حل نشو. محتشم هر دو را داشت.
دوازدهبند — چرا این ساختار ماندگار شد؟
«دوازدهبند» یعنی دوازده بندِ کوتاه با یک درونمایهٔ واحد. این دقیقاً همان چهارپایهخوانی است که در ماژول ۶ خواندی — فقط با دوازده پایه بهجای چهار.
و همان تکنیکِ ماژول ۱۲ است: یک متن، چند جلوه، بدونِ عوض کردنِ کلمه.
قاعده: اگر متنِ کوتاه داری، بهجای یک قطعهٔ بلند، یک درونمایه را در شش تا دوازده جلوه بشکن. هم ماندگارتر میشود، هم اجراشدنیتر.
| دعبل | مقبل | محتشم | درسِ مشترک | |
|---|---|---|---|---|
| کار | رسانهٔ شیعی | میراثِ شفاهی | شعرباف | مداحی، کارِ کنارِ زندگی است نه جایگزینش |
| متن | سوز | واقعهسرایی | دوازدهبند | ساختارِ تکرارشونده، از تکمتنِ بلند میماند |
| اجرا | در مجالس | در مجالسِ عزاداری | در محافل | همه در مجلس — نه استودیو |
| پیروزی | دوامِ ۱۷ قرن | دوامِ تا هند | دوامِ تا امروز | آنچه میماند، آن است که حفظشدنی باشد |
خطِ نسبت — سه شاعر در یک نگاه
محتشم (۹۰۵) → مقبل (۱۱۵۷) → امروز.
یعنی «واقعهسرایی» از حدودِ قرنِ دوازدهم شکل گرفت و به میراثِ شفاهیِ محفلها رسید. اگر میخواهی بدانی «سنت» یعنی چه، این خط را نگاه کن.
قاعده: تو در انتهای همین خط ایستادهای. نcontinuityات از سنت، بهشرطِ آنکه حفظشدنی بنویسی.
«اصلِ محور» یعنی محورِ سخن در مداحی توحید است. این را خودِ سورهٔ الإخلاص آموزش میدهد — که پس از هر نماز و در آغازِ هر مجلس سه بار خوانده میشود. پس «بسم الله» و «قل هو الله احد»، نخستین و آخرین درسِ هر مداحاند.
| اصل | پرسشِ محوری | معنایش برای متن |
|---|---|---|
| محور | آیا محورِ سخنم توحید است؟ | هر مداحی باید به خدا برسد — نه به خود |
| عاطفه | آیا محبت است؟ | بدونِ محبت، مداحی جز اعلان نیست |
| عزت و مبارزه | آیا عزت دارد؟ | مداحیِ بیعزت، به تسلیم میانجامد |
| تقویم | آیا با آهنگ میفهمد؟ | سخن با آهنگ ≠ سخنِ ساده |
| زمان | آیا با زمانهاش حرف میزند؟ | مداحیِ ازدحمامپیشه، از زمانهاش عقب است |
قبل از خواندنِ هر متن، این پنج پرسش را بپرس. اگر پاسخِ یکی «نه» است، آن متن یا آن اجرا، ناقص است.
و مهمتر: این پنج اصل، محافظِ حرمتِ مداحی هستند — چون وقتی محور و عاطفه و عزت و فهم و زمان همه حاضر باشند، دیگر جایی برای چاپلوسی و شعارِ تهی نمیماند.
قاعده: مداحیِ خوب، پنجلایه است. تازهکارها لایهٔ اول (عاطفه) را کار میکنند و فکر میکنند کار تمام است.
جملهٔ زیر را نگه دار — محورِ کلِ ماژولِ جایگاه است
«بیتِ شعرخوانی برایِ اهلبیت(ع) یک حرکتِ بزرگ در مقابلِ یک انحرافِ بزرگِ تاریخی است.»
یعنی: هر بیتِ درست، یک تصمیم است. نه یک سرگرمی. پس جدیگرفتنش، خودش نیمی از حرفهایبودن است.
چرا این بحث در ماژولِ جایگاه است
پرسشِ «آیا زن میتواند مداحی کند؟» پرسشِ مشروعیت است، نه پرسشِ سبک. و مشروعیت، پیش از هر چیز، مقدم است بر بحثِ صدا و لحن: اول باید بدانیم کار جایز است، بعد یاد بگیریم چطور.
این بخش فتواست، نه نظرِ ما. متنها عیناً از منابع نقل شدهاند.
حکمِ دو تن از مراجع
منبع: خبرگزاری شفقنا، «حکمِ سه تن از مراجع دربارهٔ مداحی کردنِ زنان»، ۱۳ شهریور ۱۳۹۹ — fa.shafaqna.com
سه شرطِ عملی که مراجع بر آن تأکید کردهاند
بگذار خودِ متن را ببینیم. خانمی مداحی میکند و گاهی مردان یا بچههایی که خوب و بد را میفهمند واردِ حیاط میشوند و صدایش را میشنوند:
همان منبع.
و نتیجهای که باید صریح بگوییم
پس حکم مشروط است، و شرطها بیرون از ذوقِ هنریاند:
و دربارهٔ همنوایی: پرسشِ همخوانیِ بانوان با مداحِ مرد در مجلسِ زنانه پرسیده شده و پاسخِ آمده این است که مداحیِ مرد در مراسمِ عزاداریِ زنان اشکالی ندارد و همراهیِ زنان، اگر متعارف و بدونِ خضوع باشد، مانعی ندارد. برای صورتِ کاملِ پرسش و پاسخ، به دفترِ استفتائاتِ مکارم مراجعه کن.
این را از خودِ ما نپرس — از مرجع بپرس
آنچه اینجا آمده، خلاصهٔ چند استفتای منتشرشده است. شرایطِ زندگی و مجلسِ تو ممکن است صورتِ دیگری داشته باشد و فتوا همیشه به زمان و مکان و حالِ اشخاص بسته است.
اگر دقیقاً میدانی وضعیتت چیست، استفتا بگیر. این کار هم کوتاه است و هم از هر پاسخِ اینترنتی دقیقتر.
این بخش از کجا آمده و چقدر بیاشتباه است
متن از فایلِ PDFِ کتابِ آموزش اصول و فنون مداحی — قاسم رضایی برداشته شده. نسخهٔ دیجیتالِ این کتاب ایرادِ فاصلهگذاری دارد: بعضی واژهها شکستهاند و بعضی حرفها جابهجا شده. من همه را با فرهنگِ واژگانیِ خودِ جزوه ترمیم کردم (واژههایِ تکحرفی از ۵۷٪ به ۱۰٪ رسید) و بعد متن را بازخوانی کردم و هر جملهٔ بههمریخته را درست کردم.
صادقانه: محتوا و ترتیبِ استدلال درست است؛ بعضی واژههای مچی ممکن است باز هم متفاوت باشد. برای نقلِ لفظبهلفظ، نسخهٔ چاپی مرجع است. آنچه اینجا ارزش دارد، ساختارِ استدلال است.
و یک اعلامِ مهم: این کتاب در چند جا از سیاست و انقلاب نام میبرد. طبقِ سیاستِ این جزوه، آن بخشها را نیاوردهام و فقط محتوای فنی و اخلاقیِ کتاب را نگه داشتهام.
این بخش چه دارد
از کتابِ آموزش اصول و فنون مداحی — قاسم رضایی، ۱ زیربخش برداشته شده و در مجموع ۳۰,۸۵۲ حرف متنِ اصلی آمده. سرفصلها همان سرفصلهای خودِ کتاب است — نه سرفصلی که من ساخته باشم.
بخش دوم: ص ۱۵ تا ۲۲ · بخش ششم: ص ۳۲ تا ۳۶ — فصل چهارم (انقلاب) کنار گذاشته شد.
این بخش، ستونِ فقراتِ کلِ کتاب است. نویسنده صریح میگوید اگر این سه سطح رعایت نشود، بقیهٔ بحثها — آهنگ، حفظ، تنظیم — بیمعناست. زیرِ هر سرفصل، توضیحِ من و بعد متنِ کتاب آمده.
منطقِ کتاب در این یک جمله خلاصه میشود: «مداحی، اگر اهلِ خمس نباشد، موردِ قبولِ ائمه (علیهمالسلام) نیست.» این را از متنِ بخش اول به یاد داری. اینجا آن را به پایهٔ فنی تبدیل میکند و میگوید مداحی در سه سطح است.
سطح اول — طهارتِ فردی: اگر خودِ مداح در عمل خطا کند، هرچه بگوید اعتبار ندارد. سه دسته معیار میدهد که در عمل قابلِ آزمودناند.
سطح دوم — طهارتِ محتوا: یعنی خودِ متنِ مداح باید پاک باشد. گاهی مداحِ خوب، شعرِ ناباز میخواند.
سطح سوم — طهارتِ نیت و عمل: و این سختترین است؛ همانطور که در بندِ اخلاص و زهد خواندی.
و بعد میرود سراغِ بحثِ آهنگ و تفهیم — که به ماژولِ m8 و m6 گره دارد.
3( مجلسدی که منبری روضه میخواند و انصافا برخی خوب هم میخوانند با مقدمه چینی بی جا مجلس ساخته شده را خراب نکنیم.
4( هنگام ختم جلسه برای دعا حتما به هر روحانی که در مجلس نشسته تعاری ف کنی مگر چه اکثر وعاظ اینقدر بزرگوار هستند که احترام
میکنند و قبول نمیکنند
.
5( همانطور که بسیاری از علما و روحانی ون و مراجع پای منبرهای مداحان که خیلیها فقط سواد خواندن و نوشتن
دارند میانش
ی نند. این باید متقابل باشد.
6( بای دهر مداحی حداقل ماهیی ک بار به دیدن مرجع تقلید خود برود واز او کسب فی ضنمای د.
7( ی کیاز دلای لی که مردم بر مداحان قدیم مثل مرحوم اکبر ناظم، مرحوم علامه حاج احمد شمشی ری، و مداحان فعلی حاج غلامرضا ساز
کار، حاج علی انسانیتو
... احترام میکنند بخاطر رابطه آنها با علما و مراجع است اکثر علما و وعاظ تهران در مجمع الذاکرین حسینی که
با مدی ریخت داعی نه بر ادر ارزشمندمان حاج غلامرضا سازگار است در ماه مبارک رمضان در فاطمیه و غی ره شرکت میکنند.
8( احترام و رابطه متقابل علما و وعاظ و مداحان باعث رونق مجالس اهلبیت و خنثی شدن توطئه بدخواهان میگشود که الان این شای عه
وجود دارد که وعاظ و مداحان چشمند
ی دنی کدی گررا ندارند.
9( تاءکی د بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران در رابطه با علمای دی نای ن اهمیت را دو چندان میشکند.
10( یکی از جاهایی که عمر انسان تباه میگشود بی احترامی به علمای دین است که در کتاب ارزشمند معادشناسی علامه فقی د محمد
حسیین حسینی طهرانی رضوان اله در جلد چهارم در حدیث معروف سلمان، پیغامبر فرمودیا سلمانی کی از علائم آخرالزمان اینجاست که
مردم احترام بزرگان و ع
الماندی نی را پاس نمی دارند.
و در حدی ثیدی گرمی فرمایند: بی احترامی بر عالمان دین باعث کوتاه شدن عمر میگشود.
بخش اول آداب مداحی به پایتان رسی دهراست گرچه آداب مداحی در این چند بند خلاصه نمیشود و بهرای ذکر همه آداب و اعمالمو رفتار
مداحی اهل ب
ی ت علیهمالسلام باید به طور مستقل چند جلد کتاب نوشته شود اما چون وعده و بنای ما خلاصه گویای است انشاءاالله همیان
چند مورد اگر توج
ه و مراعات شود بسیاری از مشکلات حل خواهدشد و امی دواری م عزیزان علاقه مند پی رامونا ی ن فصلی عنی آداب و
اخلاق مداحی ب
ی شتر مطالعه نمایند.
بخشدوم: اصول مداحی اهل البیت عصمت و طهارت) علیهمالسلام(
برایا ی ن بخش و تبیین اصول مداحی در صدد برآمدی م از بیانات ارزشمند و گرانمایه مقام معظم رهبری که در جمع مداحان اهل البیت در
سالروز ولادت حضرت صد
ی قه اطهر) س( در سالهای63تا 70 مطرح فرموده اند بدون دخل و تصرف تقدیم علاقه مندان نمائیم.
ی ک- اصل محتوا در مداحی اهلبیت علیاه السلام(
یکی از چیزهای یکه باید در اشعار مداحان باشد مفاهیم بلند اسلامی در باب توحید یا در باب نبوت است. و بههترین اشعار قدما در باب
توحید و نبوت همیان مدای حیاست که شعرای بزرگ مادر مقدمه دی وانها و مثنوی هایشان گفتهاند. انسان حقیقتا با مضامین قویدو
١٥
روشنگر این اشعار پیغمبر) ص(با امام) علیاه السلام( یا فاطمه زهرا) سلام االله علیهما( را میشناسد. البته آن طور که باید نمیشود شناخت
و ما نمی توان
ی م آن بزرگواران را درست بشناسیدم لکن در آن حدی که ممکن است میتوان آنها را شناخت. مثلا راجع به امیرالمؤمنین ) علیاه
السلام( وقتی شعری خوانده میگشود ما آدمهای پایین و متوسط هم مقام معنوی علی) علیاه السلام( ی عنیآن چیزی که ما خبر کمی از آن
داریم هم عبادت امیرالمؤمنین ) علیاه السلام( ،هم مظلومیتت امیرالمؤمنین ) علیاه السلام( هم عدل او، هم ضعیف پروری او، هم دشمن
ستی زی اوتو هم جهاد اورا میتوانی م بشناسی مما وقتی پانزده سال، بیست سال پی شادی ن حرفها را میزدی م،خی لی هامی شنی دند، اما نمی
فهمیدند ما چه میگوییم. میگفتیم فقط نپردازی د به خطرو خال خیالی چهره ائمه) علیهمالسلام.( در تعریف زلف امام) علیاه السلام( یا
ابروی امام) علیاه السلام( ویا چشم امام ) علیاه السلام( شعرهایی می خواندند، حال ای نکها ی نها تعری فنی ست. حالا اگر امیرالمؤمنین ) علیاه
السلام( ، ابرویش کمانی باشدیا کمانی نباشد، در شخصیتت اونچه اثری می گذارد؟ زلف او افشان باشدیا نباشد، مگر چه اثری میگذارد
که بیاییم در قصیده ای راجع به امیرالمؤمنین را زلف آن حضرت بگوئی م؟ آن وقت میگفتند و می خواندند، لکن اکنون به نظرم کم شده و
انشااالله که ا
ی ن چیزها حالا نباشد. وقتی میگفتیم آقاهای نها را چرا می گویی د؟ تعجب میکردند و میگفتند که پس چه بگویی م؟ آنروز
وقتی میگفت
ی م آقااز مسائل زندگی علی بگوئی د، از برجستگی های علمی او بهگوئید برای شان روشن نبود. اما امروز برای همه، زندگی
امیرالمؤمنین) علیاه السلام( روشن است. زهد اوقدر زمان حکومت، چیز کمی نی ستکسانی کهی نفری حاکم باشد و تمام لازمه قدرت در کف
اقتدار او باشد، ب
ی ت المال دست او باشد، قدرت دست او باشد، شمشیر دست او باشد، نفوذ کلمه دست او باشد، اما زندگی شخصی اش
آنچنان باشد که خود او بهه
ی اراننزدی کشبگوی د شماها نمی توانید مثل من زندگی کنید. آنقدر سخت است که به عثمان بن حنیف می
گویند: الاوانکم لا تقدرون علی ذلک. آن وقت غذای شبه گونههای باشد که راوی از اصحاب امیرالمؤمنین ) علیاه السلام( به قنبر خادم آن
حضرت بگو
ی د: چرا این غذا را به ای نپی رمرد می دهی؟علی) علیاه السلام( پیرمرد شده چرا این نان جویان سخت خشک را به مرد شصت
ساله می دهی؟ قنبر در جواب گفتبا
ی ن کارگرا من نمیکنم، بلکه خود اوای ن نان را داخل کیسههای میگذارد و کیسه را می بندد، گاهی
هم مهر میشکند که کسی باز نکند نان را با روغن مخلوط کند
.
این بعداز زندگی حضرت را بیان کنید تا مقایسه بشود بین امیرالمؤمنین ) علیاه السلام( و خصوم امیرالمؤمنین ) علیاه السلام( در تاریخ و
امروز. آن کسانیکه امروز در دنیا داعی ه حمایت از مظلومان و مستضعفان و ملت هاتو آزادی و حقوق بشر دارند، چگونه زندگیمی کنند؟
آیا در جوامعآن ها فقیر و مستمند نی ست؟آ یا سر گرسنه ای بر بالین نهاده نیست؟ امروز شما این چیزها را خودتان میتوانی د خوب تصور کنی
و بعد برای د
ی گران به تصویر در آورید. جهاد امیرالمؤمنین ) علیاه السلام( که از همان اول، از دوران کودکی، ازی ازده سالگییا دوازده
سالگی و تا آخر عمر با دشمنان خدا مشغول مبارزه بودتو در این راه جان داد خی لیچی ز مهمی است. این رای ک شاعر بسیار خوب میتواند
بیان کند ویک گوی نده به خوبی میتواند در ذهن مردمتو تا اعماق دلتو جانشان نفوذ بدهد. ا ی نپی وند عاطفی خودتان با ائمه) علیهمالسلام( و مسائل اخلاقی را حفظ کنید. از لحاظ مضمون باید سه رکن در مدح شعر خواننده و مداح وجود داشته باشد. مناز آقایمان
مداحان محترم خواهش دارم در رکن اول هم چون روش سابق و معمول مداحان ابتدا غزل و قص
ی ده را برگزی نند که در آن از اخلاق انسانی
ذکری شده باشد، آنهم به روش مناسب و
صدایخوب شما تا مردمی که گوش میدهند کاملا تحت تأثیر قرار بگیرند. در رکن دوم،
١٦
معارف اسلامی را از توح
ی د و مسائل مربوط به زندگی ائمه مطرح کنند، و در
رکن سوم هم که ذکر مص
ی بت است باید البته مطرح بشود، و حتما باید مصیبت ذکر بشود. گاهی در بعضی از روضه خوانی
ها مصیبت اصلا ذکر نمیشود. مصیبتی عنی آن واقعه اینکه اتفاق افتاده باید تشری ح شود. جامعه مداح باید از زبان خو به، شعر عالی و
محکم و گو
یا و محتوای خو به، شعر اخلاقی، تاریخی و اعتقادی، شعر مربوطبه توحید و نبوت و ولایتت که درباره همه اینها شعر هست
بهره بگیرد. در زبان فارسی از شعرای قدیم گرفته تا شعرای امروز، آنقدر شعر خوب تو حکمت آمیز وجود دارد که اگر کسی بخواهد ده
سال تکراری نخواند میتواند در تمام موضوعات شعرهای خوب تو حکمت آم
ی ز اعم از اعتقادیو ا خلاقی و مصیبت و مدح و مسائل
اجتماعی و امثال ا
ی نها را بی رونبی اور. نکته ای دیگر انتخاب شعریا مضمون و آهنگ است. آقای انبای د شعرهای خوب را
انتخاب کنند
. البته شعرهایی که خوانده شد خوب بودتو من می پسندم. بعضی از آنها خیلی خوب بود. گاهی دیده میشود برای مردمی که
سراپا گوش هستند شعر را از نظر آهنگ خ
ی لیزی با میخوانند اما از نظر مضمون خیلی ضعیف و پیش پا افتاده است، مردم را تحت تأثیرهم
قرار میدهد، امابا
ی ن کافی نیست شما اگر شعر قوی خوش مضمون، صحیح و محکم و متقن را که مضمون خوبی داشته باشدبخوانی د،
سطح فکر مردم را بالا می بر
ی د. در کار مداحی حتما باید سه رکن رعایت شود. یکی مسائل اخلاقی است که حالا دارد فراموشمی شود.
ی ک روزی بودتکه خود ما خیلی با طرح مسائل اخلاقی در منبر موافق نبودیم. من وقتی دیوان صائب را با تجدید چاپ دری افت کردم با
ا ی نکهدی وانص ائب را سالها پیش مکرر نگاه کرده دیدم چقدر غزل اخلاقی بسیار جالب در این دیوان هست که باب شماست. این چیز
خیلی مهمی است و هیچ شاعری بهتر از این نگفته است. بنده قرص و محکم عرض میشکنم که بهتر از آنچه من در دیوان صائب دیدم البته
از مجموع آنچه که شعرای
سبکهند ی گفتند هیچکس نگفته است. مطلب دیگر راجع به تصویر دنیا از نظر انسان است. آن دید ظری فو
مو شکاف به سبک هندی شعر صائب خ
ی لیقی مت دارد وشما وقتیی کبی تاز آنرا بخوانید دلها را منقلب میشکنی د مثلا: از رباط تن چو بهگذشتی دگر معموره ن
ی ست. این سفری که در دنی اسیرتم ی کنیزم آخرین رباط ماهاست آخرین کاروان سرای ماهاست. از رباط تن چو بهگذشتی دگر معموره ن
ی ست. زاد راهی برنمی داری از این منزل چرا؟ شما ببینیدبچه طور این شعر انسان را منقلب میشکند. و هزاران بی تاز
این قبیل است.
١٧
دو- اصل پیام در مداحی اهلبیت علیاه السلام(
شما برادران عزیز بای دپی امی را که آن پیام همیشه به مداحان اهلبیت) علیاه السلام( ارزش می داده همواره حفظ کنید. وآن پی ام،پی ام حفظ
دین حق الهی در سایه ولایتت اهلبیت علیاه السلام( و مبارزه با دشمنان اهلبیت علیهمالسلام( و مبارزه با دشمنان حقشو تمامی طواغی ت
و عصی انگرانیاست که در مقابل حق قرار دارند. ا ی نپی ام باید حفظشود. کسانی در دشوارتری ن دورانهای تاریخ اسلام، پرچمی را بر دوش
گرفتند که هرکس آن پرچم را که پرچم ولا
ی تحقیقی اسلام و پرچم آئین حق است پرچم قرآن ناطق است، بر دوش میگرفت باید
شدی دتری ن شکنجه هارا تحمل میکرد. مسئله این بودتکه مثل کمی تها و فرزدق هاتو سید حمی ریگها و دعبل هاتو از این قبیلکم نبودند و
فقط این نبود شعری را بر اساسعقی ده شان بگویند و بهرای چندنفر بخوانند بلکه مساله این بودتکه شعر آنها حاملی کپی امتو حاملی ک
رسالت بود چ
ی زیرا میخواست به مردم تعلیم بدهد، علت ای نکهکمی ت تحت تعقی ب قرار میگرفت و دعبل می گفتمن پنجاه سالهاست
که بار خودرا بر دوش میکشم، هم
ی نپی ام شعر آنها بود.من انتظار دارم برادران پیام را هیچوقت فراموش نکنند، شما که الحمداالله
برگزی دگانهستی د در سراسر کشور بایستی به مداحان وهمه کسانیکه در این رشته و در ای نمی دان وارد هستند اینم طالب را توصیه کنید
و بهه صورت قطعی در آور
ی د. در شعری که میخوانی د حتما پیام را رعایت کنید. اولین چیزی که باید مورد توجه قرار گی رد،پی ام است و
پی ام، هم در مصیبت، هم در مدح وهم در اخلاقی ات وجود داشته باشد. این به عهده شماست که همچنان استوار و قوی اشعاری را که از
لحاظ زبانتو مع
ی ارهای شعری در سطح بالاتو در عین حال حامل پیام باشد بسرایید و عزای اسلامی را با مدای ح خودتو با ذکر پیامی
که همه پیغامبران) ص( و اولیا و اوصیا داشتند و مادحان آنها هم باید داشته باشند مزین کنید ی عنیپی ام دفاع از حقشو مبارزه با باطل،که
امروز دنیا را فرا گرفته است. یکی از شعرای معروف دوران بنی امیده و بنی عباس بنام بشاربن برد میگویند )) : خدا رحم کند که سید
حمی ری آن شاعر بزرگ اهلبیت علیاه السلام( به سرودن اشعار مکتبی نپرداخت، والا اگر قرارنبود اونهم مثل ما مدح و غزل بگویند و بهه
خلفا تقرب
جویند چیزی و جایی برای ما باقی نمی ماند((.و این خود نشان میدهد که شاعر اهلبیت علیاه السلام( از لحاظ میزان شعری
در پای های قرار دارد که بشاربن بردی کی از شعرای طراز اول که آنطور که من احساسمی کنم و میفهمم اوقدر طبقه دوم و دوره دوم
شعرای صدر اسلام نفر
اولیاست. اورا کسی مثل سعدی و حافظ فرض کنی دمی گویند اگر قرارنبود همان شعرهایی که ماتمی گوییم و
همان مضمون ها
ی یکه ما به کار میبریدم وآن تقربی که ما به خلفا می جوییم سید حمی ری هم وارد این میدان میشدرو حاضر بود به این
حرفها تن دهد، برای ما جا
ی ی و مقامی با قی نمیماند و همگی به او اختصاص پیدا میکرد اوای ن طور به فضیلت و عظمت سید حمی ری
اعتراف میشکند
. حالا این سید حمی ری چه کسی است؟ سید حمی ری کسی است که خواندن اشعارش در مجلسی سه نفره بدان خاطر که
حاملپی ام است، ممنوع بود. مسئله اینجاست وشما پی روانا ی ن سلسله هستید و شجره شما به مداحان اهلبیت علیاه السلام( یعنی آنها می
رسد.
سه- اصل در مداحی اهلبیت علیاه السلام(
بحمداالله جان مردمتو وجودشان به عشقتو محبت اهلبیت علیاه السلام( آمیخته است و بهرای شما بلبلان گلزار اهلبیت علیاه السلام( این
فرصت است که عواطف و احساسات مردم را س
ی رابکنی د.
١٨
از مداحی باید برای پراکندن بهترین معارف اسلامی در باب اهلبیت علیاه السلام( استفاده کنید این محبت که مردم دارند بای ستیدر
خواندن شمارو گفتن شما عم
ی ق و ریشه دارتو تند و آتشین و بهر افروخته بشود. تشی عآ یین محبت است. خصوصا محبت خصوصی تت شییع
است. کمتر مکتب و مسلکیو دین و آیینی و طری قه اینرا مثل تشی عپی دایمی کنید که اینقدر با محبت سر وکار داشته باشد. و علت این
که فکر تش
ی ع تا امروز با وجود آنهمه مخالفتی که با آن شدهاست باقی مانده، اینجاست که ریشه در زلال محبت دارد. تشیع دین تولی
تبری است، آیین دوست داشتن و دشمن داشتن است و عاطفه در آن، با فکر هماهنگ وهم دوش است وای نهاخی لی مهم است. محبت اصل
سحرآمی ز عجیبی است. اگر محبت در تشیع نبود، این دشمنی هایعجی بی که تاکنون با شیعه شده بود آنرا از بین میبرد. همیان محبت شمارو
محبت این مردم به حسیین بن علی) علیاه السلام( ضامنحی اتو بهقای اسلام است واین معنی همان فرمایش امام) ره( است که میفرمودند:
عاشورا اسلام را زنده نگه داشت
: ایام فاطمیه هم همینطور است، ولادت پیغمبر) ص( هم همی نطوراست. شما باید با استفاده از این هنر این
محبت را در م
ی ان مردم عمق ببخشید، ترسو تازه نگاه دارید و بهرافروخته کنید.
بسیاری شعرا هستند که شعرشان بلند است، اما آن چرا که در مدح فلان وزیر یا فلان کاتبیا فلان پادشاه گفته اند، آبرو رنگ حقی قیی ک
اثر هنری را ندارد و مشخص است که عاطفه همراهش ن
ی ست بر خلاف آنچه که همیان شعرا برای اهلبیت علیاه السلام( گفتهاند: یعنی
سروده آنها بر
ای اهلبیت علیاه السلام( عاشقانه است. و شعر حقی قیا ی ن است.
مگر نمی گوییم حضرت فاطمه) سلام االله علیها( کاری کرد که سوره هل اتی درباره اوتو فرزندانش نازل شدوای ثار نسبت به فقرا کمک به
محرومان به ق
ی مت گرسنگی کشیدن خود، وی و ثرون علی انفسهم ولو کان بهم خصاصه ماهم باید همیان کارها را بکنیم. این نمیشود که
ماندم از محبت ف
اطمهزهرا) س( بزنیدم در حالیکه آن بزرگوار بخاطر گرسنگان، نان را از گلوی خودتو عزیزانش مثل حسنتو حسیین
) علیاه السلام( و پدر بزرگوارشان بریزد و بهه آن فقیر داد آنهم نهی ک روزانه دو روز بلکه سه روز، ولی ما که پیروی ک چنین کسی هستی م،نه
فقط نان را از گلوی خود نمی
بریدم تا به فقیر بدهی م، بلکه اگر بتوانی منان را از گلوی فقرا هم میبری ماتی ن روای اتی که در کافی شری فو
بعضی از کتب د
ی گر در باب علامات شیعه هستند ناظر به همیان است که شی عهبای ستی آنگونه عمل بکند. ما باید نمای انگر زندگی آنها رد
زندگی خودمان باش
ی م ولو بهه صورت ضعیف. البته ما کجارو حتی از ما بزرگترها کجارو آن آستان بلند کجا؟ معلوم است که ما حتی به
محدوده دور دست زندگی آنها هم نمی رس
ی م، اماما باید تشبیه به آنها کنیاما ی نکه مادر نقطه مقابل زندگی اهلبیت حرکت کنیزم وآن
وقت ادعا کن
ی م جزو موالیتان اهلبیت هستیام چنین چیزی ممکن نیست فرض بفرمایید کسی در زمان امام بزرگوارمان از دشمنان این ملت
که امام دائم عل
ی ه آنها حرف میزد تبعیت میکرد، آیانمی توانست بگویند من تابع امام هستم؟ آیا اگر چنین چیزی از زبان کسی صادر شد
به او نمی خند
ی دند؟
عینا همیان قضی هدر باب اهلبیت علیاه السلام( مطرح است و ما باید شایستگی خودمان را ثابت کنیزم. آقای انفدر این شعرهایی که می
سرائی د و در ای نبیانات و گفته ها که در مراسم و محافل، محبت فاطمه زهرا) س(را در دلها می گنجانی د، چند بیت هم از دستورات و
احادی ثی که از آن بزرگوار درباره نماز و مسائل گوناگون دینی نقل شده چاشنی آنها کنی د،یا اگر شعر هم نداری د، به زبان نثر بگویند تا
محبتی که فاطمه زهراء
) س( در دلها دارد با بیان شما مشتعل شود. به قول صائب که میگویند:
١٩
عشاقرا به تیغ زبان گرم میشکنیم
چون شمع تازیانه پروانه ایم ما
این وصف حال شماست که آن محبت را در دلها برمی انگی زدتو لذا باید از آن برای فرا گرفتن دو کلمه از معارف زهرا) س( استفاده بشود.
چهار- اصل عزت و مبارزه در مداحی اهلبیت علیاه السلام(
مگر نمی گوییم حضرت فاطمه) س( با حال ناتوان به مسجد رفت تا احقاق حق کند؟ ماهم باید در همه حالات تلاش کنیزم تا حق را
احقاق کنیم، ماهم باید از کسی نترسیدم. مگر نمی گوییم ی ک تنه در مقالی ک جامعه بزرگ زمان خود ای ستاد؟ ماهم باید همان طور که
همسر بزرگوارش فرمود
: لا تستح شوا فی طریق الهدی لقله اهله. از کم بودن عده مان در مقابل دنیای ظلمو استکبار نترسیدم و تلاش کنیزم.
استاندار کوفه به بهانه خیلی مبتذلی دستور داد کمینت را بعداز ای نکهسالی ان متمادی در بدر و متواری بود دستگیر کردنددو کشتند و در
همان حال پسرش را خواستند که ب
یا جنازه پدرت را ببر. پسر دید پدرش هنوز نفسدارد و چیزی میگویند: گوشش را نزدیک برد دید می
گویند اللهم صل علی محمد وآل محمدی عنی خدایا ا ی نها برای کشتندمن بهانه گرفتند امامتو میدانی که برای چه مرا کشتند اللهم صلی علی
محمد وآل محمد دعبل خزاعی ن
ی ز دهها سال مت واری بود، دهها سال در بدری شوخی نیست آنهایی که در رژیم ستم شاهی و در زیر بار
آن سختیها چند صباح
متواری بوده اند میدانند دهها سال دربدریی عنیچه. دهها سال تبعید و دهها سالی ک شب را تا به صبح با اطمینان
به سر نبردن خ
یلی سخت است. هیچ خلیفه ایقدر زمان دعبلنی امد، مگر اینکه دعبل داغ باطله ای از شعر خود بر پیشانی آن خلیفه کوبید
که تا به امروز هم آن داغ با
طله باقی است. هارون، امی ن، ابراهیم بن مهدی آن خلیفه چند ماهی بین امیرن و مامون و مامون و بعد هم معتصم،
همه اینها را دعبل مثلی ک کوه استور از سر گذراند و بهرای هر کدامشان بری ک کتیبه پاک نشدنی در تاری خ،ی ک نفش زشتی کشید که از
دهها سخنرانی برتر بود
. البته اورا رها نکردند و عوامل جنای تکارشان را فرستادند واو را ترور کردند.
یکی از شعرای معروف عرب به نام کثیر عزه از مخلصی ن و دوستداران ائمه) علیاه السلام( و جز کسانی بودهاست که حاضر نبوده اند در راه
دین حق، از جانشو از آسایش خود سرمایه گذاری کنند و لذا با اینجو آنهم سروسری داشتند، لکن اما) علیاه السلام( این را قبول نمیکند.
امام باقر به کث
ی رعزه رو کردنددو گفتند: امتدحت عبدالملک، تو عبدالملک را مدح کردی؟
کثیر بنا کردبه عذرخواهی کردن که منای نطور به او نگفتم بلکه ای نچنی ن گفتم، که خیلی ارزش ندارد.
حضرت تبسمی کردنددو بعد به کمینت رو کردند. گویا میخواستند به کمینت بگویند حالا تو جوابش بده.
کمینت بلند شدتو آن قصاید هاشمی ات را شروع کردبه خواندن.
مادح اهلبیت علیاه السلام( بای دپی ام اهلبیت علیاه السلام( را هم داشته باشد و پیام اهلبیت علیاه السلام( مبارزه است.
چه بهتر که شعر با آن زبان مردمی وبا آهنگی که شما میسازی د وبا استفاده از شگردهای صمی مانه اینکه شما در اختیار دارید به مردم
امروز دشمن ما آمریکا است، استکبار جهانیاست. مادر حقی قتبا ی ک قدرت علی الظاهر قوی
وقتی انسان مسئلهو مبانی
اسلامی است
. همی نهی هات منا الذله( به اصل توحید و همیان )) لایی که در)) لااله الاباالله(( هست، به)) لا گفتندبه همه دنیا بر می
گردد. وقتیی ک ملتی اینجور برخورد میشکند و فشارها و اخم هاتو شدتها و قدرت نمایی هاتو گردون کلفتی هاتو عربده کشی ها زورمو
زر برای ش ارزشی ندارد و بهه همه آنها) لا( می گوید، عزیز میگشود. این نشانه همان توحید است. توحیدی عنی خدارا عبودیت کردنتو لا
غیر همچنین درباره معارف اسلامی و معرفت ائمه) علیاه السلام( باید بیش از سابق به مسائلی توجه و تکیه کنی مکه برای مردم آموزنده
است. ا لبتهی اد کردنداز گوهر پاک و طینت آسمانی و ملکوتی ائمه) علیاه السلام( چیز خوبی است و اشکالی ندارد، اما به زندگی ائمه) علیاه
السلام( هم بپردازی م. من در صحبتهای متعدد خود در سال گذشته راجع به عنصر مبارزه در زندگی ائمه) علیاه السلام( این عنصر فراموش
شده گفتم ائمه
) علیاه السلام( برای احیای جوامع خود زهر نوشی دند ما باید ببینیام دستگاههای ظلم چرا ائمه را مسموم می کردند؟ اگر
کسی مبارزه نکند کاری با او ندارند
.
شما هم بای دادین بعداز زندگی ائمه) علیاه السلام( را در شعرها منعکس کنید.
٢١
در زندگی امام سجاد) علیاه السلام( ابعادی وجود دارد که باید شناخت و درباره آنها شعر گفتتو اگر شعرهایی هم هست بای دپی دا کرداو بهه مردم شناساند
. زندگی امام سجاد) علیاه السلام( که 30 سال مبارزه کرداو آن خطبه معروف را در شام ایراد نمود وآن شورش و انقلاب
را در دنیای اسلام به وجود آورده مگر میتواند از حماسه خالی باشد؟ و لذا جستجو کنید و حماسه هارا بیتابی د،زی را امروز ملت ماتو همه
ملت های دن
یا به این حماسه هانی از دارند.
امروزمی بینید که وضع دنیا چگونه است؟ این کاخهای ساخته شده گرچه مرفه و خیلی پر زر و زیور است، اما با پایه های مقوای ی بنا شده
و داردی کی پساز دیگری فرو میری زد، شوروی، امپراطوری بزرگ به اصطلاح سوسی الی ستی و کارگری آنچنان فرو ریخت و در هم پیچید
و بهلکه اصلا
نابود شدتو مثل همیان فعل و انفعال، الان در بعضی جاهای دی گردنیا هم دارد انجام میگی رد، منتهیی ک مقداری زمان می
طلبد تا آشکار شود
. این تمدن هاتو زر و زی ورهای ضد حق دارند مضمحل میکشوند. بله، باید بنای حق مرتفع باشد اما خیال نکنید اگر
باطل از بین رفت بخاطر زوال پذیری اوراست و حق بخودی خودتو بدون تلاش در دنیا علم خواهد شد، ابدا چنی نیست، بلکه اگر باطلی از
بین رفت باطل دیگری سر کار خواهد آمد، مگر آن وقتی که حق خودش را عرضه کند. کما اینکه باطل ها در دنیا دارند پشت سر هم می
آیند و میروند طبی عت و باطل زای ل شدنو از بین رفتن است، اما گمان نشود کهباطل اگر از بین رفت، اسلامیا حق، بدون تلاششو
مجاهدت و زحمت کش
ی دن مندو شما ممکن است در دنیا جای گزی ن باطل ها بشود این بستگی دارد به اینکه من وشما چکار کنیم؟ پس
باید از اهلبیت علیاه السلام( همچنان درس گرفتنو این درسها را به مردم داد و همچنان تربیتت کرد تا ب ر اثر کوششها حق جانشین باطلها
بشود.
پنج- اصل واقعی ت و تعقل در مداحی اهلبیت علیاه السلام(
بنای ما بر ای نیست که هرچه را در آن شک داری میا قبول نداریم بگوییم نخوانند. اگر ما بخواهیم بگوییم آقا این دقی قنی ست نخوانی د، می
ترسم برادران و در خواندن خ
یلی محدودبشوند. توجه داشته باشید آن چیزی را بخوانید که معقول باشد. البته نهجای نکه انسان هرچه معقول
است از خودش بسازد و بهخواند، بلکه چیزهای معقول را متکی به اصول و واقعی تها کنید.
البته گزاره هر حدیثی وقتی هنری باشد با پی رایحه هایکی همراه خواهد بودتو آن پی رایحه ها ایرادی ندارد. منتها مشروط بر ای نکهپی رایحه ها اصل
نشود. اصل را بایستی از واقعی ت ها گرفتنو بهه آن بیان هنری و پی رایحه های یکه لازم است بخشید.
شش- اصل ذکر مصیبت در مداحی اهلبیت علیاه السلام(
ذکرمصی بی کچی ز قهری اس که حتما باید انجام بشود.
بنده گاهی میبینم در مصیبت حضرت علیاکبر و علیاصغر و مسائل گوناگون کربلا، کلمات و تعبی راتی چه از طرف مداح که احساسات
خودشرا بیان میشکند گفته میگشود. گاهی احساسات را از زبان خودش بیان میشکند و گاهی از زبان آن بزرگواران بیان میشکند. ا ی نها
ذکر مصی بتنی ست. آنچه را در کربلا گذشت بای ستیبیان کرداو این حادثه نباید فراموش و مرده شو. این حادثه باید زنده بماند. زیر حادثه
را باید بگویید. هر شبی در هر جلسه اینکه روضه بزرگواری خوانده میگشود ماجرای او باید گفته شود حالایا به زبان شعریا به زبان نثر،
اینی ک بحث مفصلی است که باید با روضهخوانها و منبری هایکی که روضه میخوانند بیشتر در میان گذاشته شود والا برادران مداح بعا تا
٢٢
این دو اصل، هستهٔ نظریِ کتاباند و هر دو در عمل یعنی یک چیز: مخاطب را جدی بگیر.
اصلِ تفهیم: «هر آهنگی و هر آوازی به دردِ شما نمیخورد. آهنگ و آوازِ خاصی به دردِ شما میخورد — آن هم با شیوه و روشِ خاصِ مداحی.» استدلالش دقیق است: مردم زبانِ شعر را میخواهند اما مثلِ زبانِ نثر نمیفهمند. پس فهماندن، خودش هنرِ مداحی است — و صدای خوب، چیزِ دیگری است که کمک میکند ولی جای فهماندن را نمیگیرد.
و نکتهٔ ظریفش: گاهی صدای خوب نبودن، گاهی بهتر است. چون آدم با صدای خیلی خوب و بدونِ کنترل، ترنم میکند و سست میشود.
اصلِ زمان: «من خوشحالم از اینکه میبینم سرودِ شما و اقدامِ شما با پیشرفتها و نیازهای زمان هماهنگ شده است — این را باید ادامه دهید.» و بعد مقایسهای که تاریخی است: آن روز گفته میشد «سلام را بلند بگویید»؛ اما امروز باید به مردم بیاموزید که ایثار و قناعت کنند، و قناعتِ امروز معنایِ دیگری دارد.
در زندگی امام سجاد) علیاه السلام( ابعادی وجود دارد که باید شناخت و درباره آنها شعر گفتتو اگر شعرهایی هم هست بای دپی دا کرداو بهه مردم شناساند
. زندگی امام سجاد) علیاه السلام( که 30 سال مبارزه کرداو آن خطبه معروف را در شام ایراد نمود وآن شورش و انقلاب
را در دنیای اسلام به وجود آورده مگر میتواند از حماسه خالی باشد؟ و لذا جستجو کنید و حماسه هارا بیتابی د،زی را امروز ملت ماتو همه
ملت های دن
یا به این حماسه هانی از دارند.
امروزمی بینید که وضع دنیا چگونه است؟ این کاخهای ساخته شده گرچه مرفه و خیلی پر زر و زیور است، اما با پایه های مقوای ی بنا شده
و داردی کی پساز دیگری فرو میری زد، شوروی، امپراطوری بزرگ به اصطلاح سوسی الی ستی و کارگری آنچنان فرو ریخت و در هم پیچید
و بهلکه اصلا
نابود شدتو مثل همیان فعل و انفعال، الان در بعضی جاهای دی گردنیا هم دارد انجام میگی رد، منتهیی ک مقداری زمان می
طلبد تا آشکار شود
. این تمدن هاتو زر و زی ورهای ضد حق دارند مضمحل میکشوند. بله، باید بنای حق مرتفع باشد اما خیال نکنید اگر
باطل از بین رفت بخاطر زوال پذیری اوراست و حق بخودی خودتو بدون تلاش در دنیا علم خواهد شد، ابدا چنی نیست، بلکه اگر باطلی از
بین رفت باطل دیگری سر کار خواهد آمد، مگر آن وقتی که حق خودش را عرضه کند. کما اینکه باطل ها در دنیا دارند پشت سر هم می
آیند و میروند طبی عت و باطل زای ل شدنو از بین رفتن است، اما گمان نشود کهباطل اگر از بین رفت، اسلامیا حق، بدون تلاششو
مجاهدت و زحمت کش
ی دن مندو شما ممکن است در دنیا جای گزی ن باطل ها بشود این بستگی دارد به اینکه من وشما چکار کنیم؟ پس
باید از اهلبیت علیاه السلام( همچنان درس گرفتنو این درسها را به مردم داد و همچنان تربیتت کرد تا ب ر اثر کوششها حق جانشین باطلها
بشود.
پنج- اصل واقعی ت و تعقل در مداحی اهلبیت علیاه السلام(
بنای ما بر ای نیست که هرچه را در آن شک داری میا قبول نداریم بگوییم نخوانند. اگر ما بخواهیم بگوییم آقا این دقی قنی ست نخوانی د، می
ترسم برادران و در خواندن خ
یلی محدودبشوند. توجه داشته باشید آن چیزی را بخوانید که معقول باشد. البته نهجای نکه انسان هرچه معقول
است از خودش بسازد و بهخواند، بلکه چیزهای معقول را متکی به اصول و واقعی تها کنید.
البته گزاره هر حدیثی وقتی هنری باشد با پی رایحه هایکی همراه خواهد بودتو آن پی رایحه ها ایرادی ندارد. منتها مشروط بر ای نکهپی رایحه ها اصل
نشود. اصل را بایستی از واقعی ت ها گرفتنو بهه آن بیان هنری و پی رایحه های یکه لازم است بخشید.
شش- اصل ذکر مصیبت در مداحی اهلبیت علیاه السلام(
ذکرمصی بی کچی ز قهری اس که حتما باید انجام بشود.
بنده گاهی میبینم در مصیبت حضرت علیاکبر و علیاصغر و مسائل گوناگون کربلا، کلمات و تعبی راتی چه از طرف مداح که احساسات
خودشرا بیان میشکند گفته میگشود. گاهی احساسات را از زبان خودش بیان میشکند و گاهی از زبان آن بزرگواران بیان میشکند. ا ی نها
ذکر مصی بتنی ست. آنچه را در کربلا گذشت بای ستیبیان کرداو این حادثه نباید فراموش و مرده شو. این حادثه باید زنده بماند. زیر حادثه
را باید بگویید. هر شبی در هر جلسه اینکه روضه بزرگواری خوانده میگشود ماجرای او باید گفته شود حالایا به زبان شعریا به زبان نثر،
اینی ک بحث مفصلی است که باید با روضهخوانها و منبری هایکی که روضه میخوانند بیشتر در میان گذاشته شود والا برادران مداح بعا تا
٢٢
این بند پاسخِ مستقیمِ پرسشِ «مداحی برای چیست» است. چهار وظیفه میآورد و هر کدام را با یک معیارِ قابلِ آزمایش همراه میکند — که همین، آن را از شعار جدا میکند.
و در پایان یک هشدار که به ماژولِ m3 — معارف گره میخورد: مداح کسی است که مردم را به سمتِ هدایت دعوت میکند، پس خودش باید مصداقِ دعوت باشد.
شدنش در اهداف الهی را لهذا اورا مرکز ف
ی وضات خودش قرار میدهد و ما بای دادین راه را بروی م،ی عنی ماهم بای دادی ثار کنیزم و اطاعت و
عبادت خدارا بکن
ی م، مگر نمی گوییم )) حتی تور مت قدماها((ا ی نق در در محراب عبادت خدا ایستاده که پاهای ش متورم شد؟ ماهم باید در
محراب عبادت با
ی ستی م و ماهم باید ذکر خدا بگویی م، ماهم باید محبت الهی را در دلهای مان روز به روز زیاد کنیزم.
سه- لزوم تعلیم و تعلم در جامعه مداحان اهلبیت علیاه السلام(
گاهی اوقات در روشهای اس تادان حرکات استادانه ای هست که مدح جوان تا بخواهد آن حرکات رای اد بگیرد طول میکشد و لذا مدتها
باید گوش بدهد. مداحان غالبا وقت نمیکنند پای منبر همدیگر بنشی نند واز مجلس به آن مجلس رفتن فرصت را از آنها میگیرد. لکن
اگری کجایی با شد که آن شیوه هاتو روشه ای استادانه اینرا که اساتید کارتو اساتی دفن در طول سالها متمادیی اد گرفته اند،یا با شیوه ها
و روشهای استادانه اینرا که اسات
ی د کارتو اساتی دفن در طول سالها متمادیی اد گرفته اند،یا با ذوق فطری خودشان آنرا دری افته اند،
بی اموزند،مداحان جوان خوبی اد میگیرند. البته سابقی اد نمی دادند. کسی کسانی که غزلیا قصیده خوب ویک شعر در مصیبت بلد سعی
میکرد آنرا به د
ی گرانی اد ندهد و حتی سعی میکرد طوری بخواند که دیگران نتوانند آن رای اد بگیرند.
مقام معظم رهبری در این باره فرمودند)) :وقتیی ک مجمعی باشد، این مجمع محل التق ا تجربه هامی شود. اگر ماتمی خواهیم فن و هنر
مداحی و هنر مداحی را با ا
ی ن فلسفه اینکه من گفتم رشد بدهیم و پیش ببری م،بای د ی کجایی باشد تا تجربه شمابرا که در طول سییا چهل
سال بدست آ
وردها ی د در کپسول بریزید و در حلق جوانی بیاندازد که آن رای اد بگیرد و بهه این صورت سطح آگاهی جوانها را بالا ببرد. و
نسل بعد را از نسل موجود بالاتر بکشد
. وای ن،ی ک مجموعه ای باشد برای اینکه در خوانندگی آن روشها وآن دستگاه هاتو آن شیوه های
هنرمندانه و استادا
نه رای اد بگی ردی ک گروه هم برای مسائل اعتقادی و مطالب علمی واز این قبیلبا شد. بنده کاملا با چنین مجموعه ای
موافقم و خ
یلی هم خوب است و بای دادین کارهاانجام بگیرد .((
بخشششم: رسالتهای مداحان اهلبیت علیاه السلام(
ی ک- رسالت مداحان اهلبیت علیاه السلام( در معرفی چهره اهلبیت علیهمالسلام بعنوان مثال چهره حضرت فاطمه زهرا) س(
الان شما ملاحظه میشکنی د مثلا درباره فاطمه زهرا) س( چقدر مطلب وجود دارد که اینها را ما باید به دنیا ابلاغ کنیزم. پیام فاطمه زهرا
) س( صحبت کردیم به ابعاد سازنده شخصی تا ی شان که بتواند دنیای امروز را اداره کند کمتر توجه کردی مما خودمان به این معنا اعتراف
داریم و قبولمی کنیزم.
ما باید فاطمه زهرا) س(را در سه صحنه ببینیام و نقش این بانوی بزرگ و استثنای ی را در این سه صحنه درست بسنجی م و بهرای دیگران
درست تشر
ی ح کنیزم. یکی در صحنه زندگی به عنوانی ک مسلمانی عنی فاطمه زهرا) س( به عنوانی ک مسلمان مثل بقیعه مسلمانها چه می
کرد؟ عبادت فاطمه) س( ، اخلاق فاطمه) س( ، معاشرت فاطمه) س( ،که در روایتات ما درباره این خصوصی اتو علم این مخدره) س( و
عبادت و معرفتش فراوان تعر
ی ف و بهحث شدهاست. دوم به عنوانی ک زن در صحنه جامعه، آیا در محیط اجتماع و در صحنه مبارزات
اجتماعی و حرکت اجتماعی و تضامن اجتماعی، فاطمه ز
هرا) س( ،به آن خطبه شگفت آور فاطمه) س( ،به استقبالش از خطرها واز
٣٢
بخشِ سنگینی از مسائلِ عملیِ جامعهٔ مداحان: چه کسی بر چه کسی حسادت میکند، رقابتِ نفسِ گرانقدر چه شکلی دارد، و چطور مدیریت شود. این بند همان چیزی است که در جلسههای مداحی خیلی کم دربارهاش حرف زده میشود و خیلی بیشتر دیده میشود.
اگر در محیطی کار میکنی که چند مداح با هم برنامه دارند، این بند را بخوان — مسائلِ واقعیِ رابطهٔ بینِ شما اینجاست، نه در گفتار.
ی ک زن در جامعه چه می کند؟ بسی اریخی ال میکنند زنهاز نظر اسلام در صحنه جامعه
کاری ندارد
. در حالیکه ما میبینیم فاطمه زهرا) س( در متن جامعه،آن هم درخطرناکتری ن بخشهای جامعه، حضور دارد.
وقتی که صحبت از خلافت است و مبارزات سیاسی در اسلام مطرح میشود، آن قهرمانی که وسط میای ستد و سلمانمو ابوذر و مقداد و
عمار و حذ
ی فه و حتی خود علی بن ابیطالب) علیاه السلام( دور او جمع میکشوند فاطمه زهرا) س( است، علم مبارزه اوست.
فاطمهزهرا) س( بعداز رحلت پیغمبر) صلی االله علیاه وآله وسلم وسلم( برای خلافت علی بن ابیطالب) علیاه السلام( ، به کک مبارزه مستمر
شبانه روزی دست زدتو کسی نمی تواند منکر آن بشود
. خود فاطمه زهرا) س( محور مبارزه بود.تو لذا زن در صحنه مبارزات اجتماعی می
تواند چنین حضور فعالی داشته باشد. نمیشود بگوییم او فاطمه زهرا) س( بود، به زنهای ما چه؟ بلکه چون فاطمه زهرا) س( بود، زنهای ما
باید از آن الگو پیروی و اتباع کنند اگر دختر پیغمبر) صلی االله علیاه وآله وسلم وسلم( نبود، اگر معصوم نبود، اگر مورد عشقتو محبت
رسول خدا) صلی االلهعلی ه وآله وسلم وسلم( نبود، اگر کارشو عملش به وسیله معصوم) علیاه السلام( تقریر نشده بودتکه خود اونهم معصوم
است، ما نمی
گفتیم باید پیروی کنند. اواز دخترشزی نب کبری) علیاه السلام( خیلی بالاتر و خیلی قوی ترسو خیلی جامع ترسو همه جانبه
در طول زندگی عمل کرد
. و صحنه شوم، به عنوانی ک زن در زندگی خصوصی و در زندگی خانوادگی،ی عنی به عنوانی ک مادر، به عنوان
ی ک همسر، به عنوانی ک زن صبور در مشکلات و بهه عنوان زنی که شوهرشدر طول این هشت، نه سال همسرس، بیش از سی بار به جنگ
رفته در عمل
ی ات شرکت کرده، این بانوی مخدره همه اینها را تحمل کرده است. پس اگر ما بخواهیم امروز این ابعاد را بشکافی م،ا ی ن فقط
مربوط به مسئله سازندگی زنا
ی رانینی ست، بلکه پیام عظیم به دنیاست. امروز جامعه زن در جهان متحیر است، در خلاء است و نمیداند
چه باید بکند. دست اورا گمراه سازان تمدن مادی گرفته اند و بهه هرجا که دلخواهشان هست میبرند و سخنان مبالغه آمیز و تمجی دآمی زی
هم به دروغ نسبت به زنهمی گو
ی د که خیال کنند دارد از زن حمایت میگشود. شما اگر اینها را مطرح بکنید و شعرای ما اگر ای نهارا
بگویند و گوی ندگان ما اگر بخوانند، چه فرهنگ رای جی در زمینه مسائلزن به وجود میآید؟ ما خوشبختانه در زمینه های فرهنگی احتیاج
به هیچ چیز دی گرینداری م زیرا غنی و خود کفا هستیام. این دیگر مس ائل صنعتی و فنی نیست که دست ما به طرف دیگران دراز باشد.
خودمان آن الگوها را دار
ی م و باید برای دنیا صادر کنیزم. لهذا روز ولادت حضرت زهرا) س( یا روز وفات آن بزرگوار در روایتات مختلف و
مناسبت های مختلف که هزاران ستا
ی شگر خاندان پیغمبر) صلی االله علیاه وآله وسلم وسلم( و مداح اهلبیت علیاه السلام( در هزاران
مجلس، شعرها
ی ی را می خوانند، با آن شیوه هاتو روش های ممکن است وجود داشته باشد، شما ببینیدبچه ت حولی به وجود میآید مقام
فاطمه زهرا
) سلام االله علیها( در خور آنجاست که عقول بر جسته انسانهای بزرگ در اصلی ترین رشته هایتفکرات ای شانبی ندی شند و زبان
های فصی ح ترین و بهلی غ ترین گوی ندگان، شعرایشان سرای ندگان،آن اندیشه هارا قالب کلمات بیاورند و سرشارتری ن ذوقها و جوشان ترین طبع
های فی اض هنرمندان و شاعران، آنها را به صورت شعرتو سخن منظوم، با بهترین حنجره ها بیان کنند. اگر چنین شود، شاید ما انسانهای
٣٣
این بند دربارهٔ چیزی است که کمتر کسی به آن فکر میکند: مداحِ جوان را چه کسی باید آموزش دهد؟ و پاسخ کتاب صریح است — پیشکسوت، آن هم پیشکسوتی که وقت دارد.
و شکافی که میگوید: مداحانِ جوان انگیزهٔ عاطفی دارند اما تجربه ندارند؛ و پیشکسوتان هم انگیزه ندارند. این بند را به م2 — احترام به پیشکسوت گره دارد.
متوسط امروز که از معارف حق
ی قی الهی دوریم و در ذهن ودل و روحمان کشش نداریم که حقایق والاتو متعالی را درک بکنی م، بتوانی م
گوشههای از فضا
ی ل و مدای ح و مناقب و محامد این بزرگوار را بفهی م و درک کنیزم. وقتی انسان به روایاتی که مربوط به فاطمه زهرا سلام االله
علیهاست واز ائمه علیهمالسلام صادر شده مراجعه میکند، میبیند زبان معصومین ) علیاه السلام( آنچنان پی رامونا ی ن بزرگواران به ستایش
و خضوع و خشوع گشوده شده است، که ممکن است برای کسیکه مقام والا فاطمه زهرا
) س(را ندانسته باشد مای ع تعجب بشود. اما از
خود پیغمبراکرم) صلی االله علیاه وآله وسلم وسلم( که همسرش بودتو تا فرزندان او ائمه معصومین ) علیاه السلام( هر کدام راجع به زهرا اطهر
) علیاه السلام( جملهای سخن گفتند، آنرا با زبان تعظیم و ستای شبیان کردنددو این نشان دهنده مقام والاتو توصیف نشدنی آن حضرت
است. علو درجه معنوی و ملکوتی ام الائمه النجبا حقیقتا برای ذهن قاصر ما قابل درک نیست و ما قدر فهم خودمان ممکن است رشحه ای
از رشحات را درک کن
ی م.
این دختر جوان حضرت فاطمه) س( واین بانوی یکه در هنگام شهادت18 سال داشت، آنقدر به نماز ایستاد و عبادت کرد که پاهای
مبارکش ورم کرد
. آنوقت این خانوم با چنین منزلتی و مقامی کار منزل را هم خودش میکرد، پذی رایتی از شوهر و فرزندان هم بر عهده خود
او بود،؟ روا
ی اتد رباره دستاس کردن گندم توسط فاطمه زهرا) س( فراوان و متعدد است.
این بزرگواری ک زن خانه دارتو شوهر دار بود،ی ک مادرتم ربی فرزندان بود، این مخدره بزرگوار در می دانهای سخت مایه دلگرمی شوهر و
پدرش بود. ولادت آن حضرت در سال پنجم بعثتی عنی در عین شدت دعوت پیغمبرو فشارهای سختی که شما شنیدید اتفاق افتاد. در
ولادت آن بزرگوار، زن
ها برای کمک نی امدندو این خیلی معنی دارد. ی عنیپی غمبر در حال آنچنان مبارزه ای بودتکه مردم مکه اورا بای کوت
کرده بودند و بهرای ا
ی نکهپی غمبررا زیر فشار قرار بدهند، به کلی رابطه خودشان را با ایشان قطع کردنددو آن زن فداکار- خدیجه کبری
) س( استقامت کرداو بهه پیغمبر دلگرمی داد. بعد هم وقتی این دختر5 - 6 ساله شدننوبت به ماجرای شعب ابوطالب رسید با آن گرسنگی
سختیها و فشارها و غربت ها بطوری که در روزهای داغتو شبهای سرد آن منطقه، شکمهای بچهها گرسنه و لبهای آن تشنه بودتو جلوی
چشمان پدرتو مادرشان از گرسنگی و تشنگی پر
پر میزدند، سه سال پی غمبربود. در همیان دورانی ود که حضرت خدیجه و حضرت
ابوطالب از دن
یا رفتند تنها ماندمو فقط این دخترنبود که از آن حضرت پذیرایی میکرد، او دلداری میداد و غبار غمو کدورت را از چهره
اشکمی زدود و آنقدرها
ی ن کار تکرار شد که پیغمبر) صلی االله علیاه وآله وسلم وسلم( به این دختر7 - 8 ساله گفت) مادر!( او مثلی ک مادر
از پدرش که همه مشکلات عالم وجودتو مشکل هدا
ی ت همه بشریت را بر دوش داشت پذیرایی کرد. خدای متعالی پیغامبر را به خاطر سختی
هاتو مشقت ها
ی ش تسلی داد. قرآن میفرمایند: طه ما انزلنا علیک القرآن لتشقی ای پیغامبر! چرا اینقدر به خودت سختی می دهی؟ چرا ایت قدر
رنج می کشی؟ چرا ا
ی نقدر فشار بر آن روح ملکوتی ات وارد میشکنی؟ در آن دوران که فشار روانی پیغمبر) صلی االله علیاه وآله وسلم(
سنگی نیمی کند، این فرشته کوچکاو این دختر ملکوتی و معنوی،ی عنی دختر پیغمبر) صلی االله علیاه وآله وسلم( مثل نوری در آن شبهای
تاریک زندگیپی غمبر و مسلمانان می درخشد. برای امیرالمومنین ) علیاه السلام( هم همیان طور بود. در روایات دارد که سمی ت الزهرا لانها
تزهر لامی ر المومنین ) علیاه السلام( فی النهار ثلاث مرات بالنور. فاطمه را زهرا نامی دند چون روزی سه بار در چشم علی) علیاه السلام( می
درخشید. اگر زنپشتی بان مرد باشد، در هر می دانینی روی مرد به چندین برابر میترسد. قلب این زن حکمی ه واین زن عالمه واین زن محدثه
٣٤